أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

120

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

عبد اللّه مسعود گفت : چون بنده را در گور نهند فرشتگان عذاب از قبل پاينان وى « 1 » بوى در آيند فرشتگان رحمت گويند : شما را بر وى سبيلى نيست كه او در شبها بسورة الملك برخاستى ؛ با سرينان او « 2 » آيند گويند : شما را بر وى راه نيست كه او در شبها سورة الملك بسيار خواندى ؛ آنگه گفت : اين سوره مانع است از عذاب گور و اين سوره را در توراة هم « سورة الملك » خوانند هر كه او در شب بخواند خود را ثواب بسيار حاصل گرداند و از عذاب گور خود را برهاند . [ تَبارَكَ الَّذِي ] بزرگست و بزرگوار است آفريدگار كه منفرد است بدوام و بقا ، قديمى است لم يزل باقئى است لايزال ، وجود ويرا ابتدائى نيست و دوام ويرا انتهائى نه ، ثابتى است كه ثبوت جملهء اشيا به اوست و بركات آسمان و زمين از اوست ، پادشاهى كه ملك او را زوال نيست و پادشاهى ويرا اعتزال و انتقال نه ، ملك و پادشاهى بدست قدرت اوست و بأمر و فرمان او ، ملك آفريد و در قبضهء قدرت و دست تصرّف خود ميگرداند چنان كه ميخواهد بايجاد و اعدام و زيادت و نقصان ، و او بر همه چيزى قادر است از آنچه در تحت قدرت آيد و مستحيل الوجود نباشد چنان كه بر ايجاد قادر است بر اعدام قادر است ، مرگ آفريد و حيات ؛ تا معلوم شود كه قادر است بر شىء و بر ضدّ وى ؛ از آنجا كه مرگ اگر معنئى بودى ضدّ حيات بودى . و مذهب ابو القاسم بلخى و اشعرى و نجّار اينست كه مرگ معنئى است ضدّ حيات و حقيقت معنى « خلق موت » آنست كه فعلى كند كه عند آن حيات منتفى گردد از تخريب بنيه و ترجيح بعضى معانى بر بعضى از آنچه حيات محتاج وى باشد از حرارت و برودت و رطوبت و يبوست ؛ و مذهب درست اينست . و براى آن گفتيم كه : او معنى نيست ، كه حكمى صادر نيست از او كه استدلال توان كرد به او بر آنكه او معنى « 3 » است ، و چون طريقى نباشد باثبات او ؛ اثبات كردن وى مؤدّى بود با جهالت . اوست آن خداى كه بيافريد مرگ و زندگانى را ، ذكر مرگ مقدّم داشت براى آنكه بقهر نزديك‌تر است ؛ و تا مكلّفان

--> ( 1 ) - كذا در نسخهء قديم و در بعضى نسخ « وى » نيست و در بعضى ديگر : « از قبل پايان وى » و در بعضى نسخ خطى ابو الفتوح ( ره ) : « از جهت پاينان » و در بعضى ديگر : « از جانب پاى وى » و در نسخهء چاپى ( ج 5 چاپ اول ؛ ص 361 ؛ س 12 ) ؛ « از قبل پاى اينان » . ( 2 ) - كذا در غالب نسخ اين تفسير و در نسخ خطى ابو الفتوح ليكن در نسخهء چاپى آن ( ج 5 ؛ ص 361 ، س 14 ) : « بر سر بالين او » و در بعضى نسخ اين تفسير : « از جانب سر » . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « معنوى » .